Articles

Poll

?what is your opinion about our site

Question and Answer ( Answer of post )

Name :
Email :
Tell :
Code :
Message :
محdl
|
3/27/2018 11:55:36 AM
|
Answer this
دکتر تورو قران کمک کن من دچار اختلال کم روی و خجالت شدیدی شدم الان یکی دو ماه خیلی شدید شده من میترسم برم بیرون یا با گوشی موبایل صحبت کنم یا حتی تو جمع برم اوایل یکم کنترول میکردم اما الان خیلی شدید شده وقتی کسی از اقوام میاد خونمون تو اتاق میرمو بیرون نمیام تا برن ی جای شنیدم قرص ﺳﺮﺗﺮﺍﻟﯿﻦ و پروپرانولول با هم خوبه ولی نخوردم تورو خدا اگر توسیه داروی دارین بکنسن هر راهی رو بگین رفتم دکتر دستم به دامنت من 18 سالمه دارم میرم تو نوزده سالگی
مدیر اصلی
|
5/5/2018 8:14:34 PM
|
Answer this

با سلام

مدت زمان شروع علائم شما مهم می یاشد و با توجه به حرفهایتان نیاز به دارو درمانی دارید حتما به روانپزشک مراجعه کنید و خود سر دارو مصرف نکنید

مریم سعیدی
|
4/8/2015 6:04:32 PM
|
Answer this
باسلام. من دانش اموز زرنگی بودم و نمرات بالا میگرفتم. اما در یک و نیم سال اخیر اصلا و به هیچ وجه تمرکز ندارم.الان مشکلی هم در زندگی ندارم که بخواهد ذهن مرا مشغول کند. ذهنم مثل تلویزیون هست که هر چه از ان میگذرد اینقدر این افکار به ذهنم می اید که مرا شدیدا کلافه میکند و در نهایت که میبینم نمیتوانم تمرکز کنم گریه میکنم و دست از خواندن برمیدارم . اوایل سعی کردم تمرکزم را با تمرین بیشتر کنم و تمام نکات صحیح برای مطالعه مفید را انجام میدادم ولی شرایطم فرق نکرد مثلا افکاری راکه به ذهنم میامد را مینوشتم. ولی اصلا مفید نبود و باعث شد کنکورم را بد بدهم و بعد از فقط گریه میکنم چون به هیچ وجه نمیتوانم تمرکز کنم . الان هم شب و روز کارم فقط گریه هست و افسرده شدم. به خدا التماس میکنم که کمکم کند ولی هیچی به هیچی . همه ی امیدم در زندگی درسم بوده و هست ولی الان دیگر امیدم را هم از دست داده ام و از خدا میخواهم مشکلم را حل کند یا عمرم را بردارد . حالا هیچی ندارم نه امید نه زندگی. در این یک و سال نیم به خاطره این مشکل چنان فشار عصبی داشتم که موهایم به شدت ریخت و نصف شد و حالا زندگیم را باخته ام. من از خدا میخوام بهم تمرکز بده تا صبح تا شب درس بخونم. کمکم کنید تو رو خدا
مدیر اصلی
|
5/31/2015 8:29:12 PM
|
Answer this

لطفا نا اميد نشويد. از يك روانپزشك كمك بگيريد تا دليل از بين رفتن تمركزتان مشخص شود. مشكلات جسمي و عصبي هر دو ميتوانند سبب اين مشكل بشوند . حتما بايد بررسي شود.

محمد
|
4/4/2015 1:43:35 AM
|
Answer this
من دچار نوعی دو قطبی هستم گاهی شادم و گاهی ناراحت موقعی که ناراحتم چهره ی عبوس و خلق و خوی بدی پیدا میکنم و هنگامی که شادم گاهی بی دلیل میخندم که این خنده یا در اثر رفتار . نگاه و صحبت دیگران یا بیدلیل است ولیمشکل اصلی من این است که موقعی که کسی به من نگاه میکند یا نوعی اخم میکنم یا چشمانم را گرد میکنم البته به صورت ناخود اگاه که طرف مقابلم را نارحت نموده و او هم با در اوردن نوعی ادا یا تعجب نگاهشرا قطع میکند حال بگویید چکار کنم واقعا درمانده شدم در ضمن دونکته مهم این که نور خورشید چشمانم را میزد و همچنین در کارم استرس و اضطراب وجود دارد الان یک سال است مبتلایم
مدیر اصلی
|
5/31/2015 8:42:14 PM
|
Answer this

احتمالا بصورت وسواسگونه اين عمل را انجام ميدهيد چون خودناپذير است . به پزشكتان بگوييد حتما با داروهاي خاصي اين مشكل حل ميشود.ممكن است داروهاي مصرفي شما عارضه ناراحتي چشمي را ايجاد كرده باشد كه در اينصورت بهتر است تعويض شوند.

فاطمه
|
4/3/2015 4:23:02 AM
|
Answer this
با سلام و خسته نباشید من یه خواهر ۱۴ ساله دارم که الان ۱ سالی میشه روزی ۷،۸ بار به فکر فرو میره به مدت حدودا ۱۰ ثانیه و هرچقد صداش کنیم یا تکونش بدیم هیچ عکس العملی نشون نمیده تورو خدا کمکم کنید باید چیکار کنم؟؟؟
مدیر اصلی
|
5/31/2015 8:37:28 PM
|
Answer this

حتما به يك متخصص مغز و اعصاب ( نورولوژي ) مراجعه كنيد . ايشان نوار سر خواهند گرفت. اگر اظهار نمودند كه مشكل صرع در كار نيست به يك روانپزشك مراجعه نماييد.

روزیتا
|
3/30/2015 6:37:19 PM
|
Answer this
سلام ب دلیل بد رفتاری و خیانت شوهرم بسار غمگین و افسرده شده ام روحم بسیار بیمار است.اما ظاهر ارامی دارم..فرزندی ندارم..24 سال سن دارم..بگویید چه کنم...
مدیر اصلی
|
5/31/2015 8:33:37 PM
|
Answer this

بهتر است علت بدرفتاري همسرتان مشخص شود . اگر قابل مرتفع شدن نيست تا وقتي بچه دار نشده ايد بايد در مورد ادامه زندگي با ايشان تصميم بگيريد. اگرمشكل ايشان برطرف نشد و شما هم مجبور به ادامه زندگي با ايشان هستيد ناچارا بايد انتظارات خود را تغيير بدهيد تا آسيب كمتري ببينيد.

مدیر اصلی
|
5/31/2015 8:48:54 PM
|
Answer this

بهتر است دليل بدرفتاري همسرتان مشخص و برطرف شود. اگر ممكن نبوده و مجبور به ادامه زندگي با ايشان هستيد بايد انتظارات و توقعات خود را تغيير دهيد تا زندگي پرتنشي نداشته باشيد.

محمدرضا
|
2/6/2015 2:09:49 AM
|
Answer this
سلام.خسته نباشید. من 25 سالمه و همیشه اضطراب و استرس دارم حتی نمیتونم از خودم دفاع کنم و اعتماد به نفسم خیلی پایینه ، البته مشکلات دیگه ای هم دارم ، برای درمان خیلی کارها کردم ، هیپنوتیزم رفتم، روانشناس رفتم اما نشد ، بار آخر رفتم روانپزشک بهم دارو داد ، متورال 50 ، کلردیازپوکساید 10 ، نورترپتیلین 25 ، ریسپریدون 2، یه مدت خیلی کوتاهی راضی بودم ، اما بعدش دیگه اثری نداشت منم قطع کردم ، الان دوباره شروع کردم به خوردن اما تاثیری نداره و استرس دارم و همچنین اعتماد به نفسم افتضاح پایینه، بجای این قرص ها ( برای استرس و اعتماد به نفس) قرصی هست که تاثیرش بیشتر باشه و عوارض نداشته باشه و یا کمتر داشته باشه؟؟ خواهش میکنم کمکم کنید
مدیر اصلی
|
2/18/2015 3:54:55 PM
|
Answer this

سلام

 كاهش اعتماد بنفس علل متعدد داره . بنابر اين بايد ١-علت و يا علل را جستجو كرد.٢-با شناخت اين علل سعي در برطرف كردن تاثير آنها در زندگي آينده داشت.در ضمن دارويي كه در زمان خاصي موثر بوده ممكن است در زمان ديگري بي اثر باشد.

نیلوفر
|
2/4/2015 1:16:30 PM
|
Answer this
با سلام و خسته نیاشید. مدت 3 ساله که داروی لیتیم مصرف میکنم به دلیل افسردگی، روزانه 3 عدد با تجویز روانپزشک. دکتر از وضعیت فعلی روحی و زندگی من راضیه، خودم هم همینطور، ولی صحبتی از کاهش قزص نمیکنه.دلیلش چیه؟ میخوام بدونم بطور تقریبی تا کی باید مصرفش کنم؟ ممنون میشم جواب بدید.
مدیر اصلی
|
2/18/2015 3:56:24 PM
|
Answer this

با سلام

گاهي ممكنه نياز به ادامه مصرف ليتيم تا آخر عمر باشه و گاهي بايد مقدار آن را بمرور كم كرد . همه اينها بستگي به علاءم بيماري و ازمان آن دارد

مهسا
|
1/30/2015 12:19:00 AM
|
Answer this
باسلام..من دختری 21 ساله و مجرد هستم که از سن 13 یا 14 سالگی دچار وسواس شستشو و وسواس فکری درباره عقایدم شدم پس از یک جلسه مراجعه به روانشناس درمان را رها کردم و خوب شدم ....در سن 19 سالگی ما از تهران به شهرستان نقل مکان کردیم که این موضوع باعث ضربه روحی به من شد و دوباره به وسواس در مورد بکارت و ایدز وعلاوه بر ان به افسردگی مبتلا شدم و با مراجعه به پزشک اعصاب و روان با داروی کلومیپرامین و سرترالین تحت درمان بودم و پس از 6 ماه درمان را باز رها کردم الان دوسال از این موضوع میگذرد و من دوباره دچار مشکل شده ام...به خود ارضایی مبتلا شدم و مدام به خودم شک میکنم که دستم وارد واژن شده یانه و برای معاینه بکارت به پزشک مراجعه میکنم...الان مدت کوتاهی حدود 10 روز است که باز به دکتر اعصاب و روان مراجعه کردم وبا قرص فلووکسامین تحت درمان هستم و برای ترک خود ارضایی به توصیه پزشک خودم را با خمیر بازی سرگرم میکنم...تا به حال 5 بار به معاینه بکارت رفتم حتی وقتی که خود ارضایی هم نمیکردم میترسیدم که معاینه پزشک قبلی باعث پارگی بکارتم شده باشد وباز مراجعه میکردم....از زمانی که به پزشک مراجعه کردم و خود ارضایی را ترک کردم تصمیم گرفتم که برای بار اخر به متخصص زنان مراجعه کنم تا ازسلامت بکارتم مطمئن شوم اما حالا احساس میکنم ممکن است پزشک متخصص اشتباه تشخیص داده باشد...مدام در سایت ها به دنبال مسائل مربوط به بکارت میگردم و سوالاتم را با پزشکان مطرح میکنم حتی هنگام شستشوی اندام جنسی ام احساس نگرانی دارم و مدام به دنبال خون میگردم و میترسم هنگام شستشو بی اراده به بکارتم اسیب زده باشم تا به حال با هیچ مردی رابطه نداشته ام اما این ترس باکره نبودن برایم شب و روز نگذاشته لطفا راهنمایی ام کنید من احساس میکنم هرگز نمیتوانم مثل دختران عادی زندگی کنم و فکر میکنم با همه فرق دارم
مدیر اصلی
|
2/18/2015 3:58:04 PM
|
Answer this

با سلام

شما فرقي با دختران عادي نداريد فقط كمي علاءم وسواس داريد. ولي متاسفانه همكاري درماني مناسب نداريد.بهتر است درمان خود را ادامه دهيد.

م
|
1/22/2015 8:31:54 AM
|
Answer this
با سلام. خدا قوت. شوهرم 29 ساله، مدرک ارشد ریاضی، معلم. تابستون تو اداره آموزش و پرورش مشغول کار بود. آخر شهریور عقد کردیم و از ابتدای مهر بدون استراحت وارد مدرسه شد. تو این مدت چهار تا مدرسه تدریس می کرد که یکی از اونا تو منطقه محروم با سطح فرهنگ بسیار پایین و محیط خطرناک بود. از وقتی که عقد کردیم به خاطر همین شرایط کار سختش خیلی کم دید و بازدید داشتیم چون حتی بعضی از شبا هم سرکار بود و فشار خیلی زیادی رو تحمل می کرد. یه شب بعد از چند روز ساعت 10 اومد خونه ما.گیج بود. چون خیلی خسته بود قرص کلونازپام خورده بود که از عوارضش گیجی و اختلال رفتاریه. شب بعد دوباره اومد اما رفتار خیلی غیر عادی داشت. همش دنبال چیزی می گشت تو جیباشو نگاه می کرد. می رفت بیرون خونه دوباره می اومد درو محکم می کوبید. با اصرار راضیش کردم بیاد داخل خونه. کفشاشو درآورد به حالت بوسیدن بردش نزدیک صورتش. نون پنیر خیار گذاشتم جلوش بخوره پنیرو یه تیکه گذاشت تو دهنش پشت سرش یه مشت خیار خورد. نتونست بخوره همه رو بیرون ریخت. حرکاتش عجیب بود تا حالا اینجوری ندیده بودمش. آدم خیلی مهربون و صبوریه در مواقع عادی. حرفای غیرعادی می زد؛ اولش می گفت تو نمی تونی با من باشی سخته. می گفت من با امام اول رفیقم با امام دوم شفیقم..... همینجور ادامه داد. گفت تو عالم دو نفرن که از هم جدا نمیشن؛ یکی من یکی امام زمان. هرچی بگه من انجام میدم. حتی پنیر خوردنشو گفت این کارو امام بهم گفت انجام بدم. گفت تو عالم هیچ کس بهتر از من نیست. روز بعد به مادرش گفته بود کمرم شکست، میخوام باهات خداحافظی کنم و... . خانوادش بردنش اداره برای مرخصیش. وقتی اومد خیلی ناراحت بود. تا رفتم نماز بخونم، اون از خونه زده بود بیرون با لباس خونگی. حدود سه ساعت بعد پیدا شد. افتاده بود تو جو فاضلاب. با همین افتادنش دیگه حواسش برگشته بود. چند روز بعدش به خواهرش گفته بود یکی بهم گفت برو تو بیابون امام زمان اونجاست.به خاطر همین رفته بود بیرون. الان خداروشکر عادیه و حالش خوبه. ولی از کارایی که کرده بود خیلی ناراحت و شرمنده بود. بعد از چند روز که بهتر شد باهاش صحبت کردم گفت قبلا تو سربازی به خاطر فشاری که بهم اومده بود عصبی شدم و سر بچه ها داد می زدم که بعد سه روز بستری تو بیمارستان حالش خوب شده بود. هفته گذشته به روانپزشک مراجعه کرد. الان داره قرص ریسپریدون1،سرترالین 50، والپروات سدیم و نیموسکار مصرف می کنه. در مورد این داروها و بیماریهای روانی تو اینترنت مطالعه کردم ولی نتونستم بفهمم چه بیماری داره. ترس من و خانوادم از اینه که دوباره این جریان تکرار بشه و نتونم تو زندگیم تحمل کنم. لطفا بفرمایید بیماری شوهرم چیه؟ آیا درمان قطعی داره یا این سیکلیه که با فشار عصبی زیاد دوباره تکرار میشه؟ آیا بیماری نگران کننده ای داره که به زندگیمون لطمه بزنه؟ لطفا کمکم کنید من شوهرمو خیلی دوست دارم.
مدیر اصلی
|
2/18/2015 3:59:55 PM
|
Answer this

با سلام

خيلي خوشحالم كه شما همسرتان را  دوست داريد. احتمالا ايشان مبتلا به اختلال دو قطبي هستند. خوشبختانه اين بيماري بخوبي به درمان دارويي پاسخ ميدهد . گاهي ممكن است بيمار مجبور شودتا آخر عمر دارو بخورد و اين دليل بر كمبود يك سري مواد در بدن فرد مذكور است. متاسفانه استرسورهاي محيطي احتمال عود را افزايش ميدهند.

sasan
|
1/15/2015 9:53:34 PM
|
Answer this
سلام خسته نباشید با دختری میخواهم ازدواج کنم که پدرش جنون ادواری داشته آیا ممکنه خودش درآینده مبتلا بشه و آیا راهی برای تشخیص پیش از ابتلا هست و یا با آزمایش ژنتیک مشخص میشه؟؟؟ چون شنیدم زمینه ی ارثی داره این بیماری باتشکر.....
مدیر اصلی
|
2/18/2015 4:01:40 PM
|
Answer this

با سلام

قبل از ابتلا به بيماري نميتوان تعيين كرد كه ريسك ابتلا را مشخص كرد . احتمال ابتلا به اختلال دوقطبي در افرادي كه ژنتيك مثبت دارند بيشتر از افراد بدون ژنتيك مثبت است ولي اين بدان معني نيست كه افراد با ژن مثبت حتما مبتلا به اختلال دو قطبي ميشوند و يا اينكه افراد بدون ژن مثبت هرگز به اين بيماري مبتلا نميشون